عبدالله مستوفى
157
شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )
خوانندهء عزيز توجه دارد كه اداى اين جمله از طرف سيد ، در مزاج اشخاصى كه در اين گونه مجالس كارى جز پرچين كردن بيانات شاخص مجلس ندارند چه اثرى مىكند ؟ مذمت از سپهدار شروع شد . حتى بعضى كار را به جائى رساندند كه گفتند « اين گيلك . . . كيست كه بتواند در اين موقع باريك حائز اين مقام شود ؟ » مدرس ديد اگر عنان مجلس را رها كند ، و زيادتر از آنچه گفته شده است گفته شود باصل مقصود زيان وارد خواهد كرد . براى ترميم گفتهء سابق خود گفت : « اگرچه چندان بيراه هم نيست . ميگويند . . . است آنهائى كه اسب عربيند ، چه كرهاى انداختهاند كه اين نتواند بيندازد ؟ » معلوم مىشود ، سيد بزرگوار از استعفاى مشير الدوله ، آن هم در اين موقع خيلى عصبانى بوده ، كه اين جمله بر زبانش جارى شده است . بد نيست بهبينم آيا واقعا مدرس حق داشته كه از مشير الدوله عصبانى باشد ؟ و براى اين محاكمه لازم است باوضاع مالى دولت و اقتصاد عمومى ، و سياست داخلى و خارجى آنروزهاى ايران نظرى بيندازيم و يك بار ديگر خوانندهء عزيز را بمطالعهء چيزهائى كه تفريحى نداشته ، بلكه مثل كاسهء فلوس خوردن آن ناگوار است وادار كنم . وضع مالى دولت در اين وقت دولت ايران اگرچه هنوز خودش هم درست خبر نداشت آن دولت بىسرمايهء مفلوك سه سال قبل نبود ، كه براى هركار و جلوگيرى هر پيشآمد ، يا بقول وثوق الدوله براى « زندگانى روزمره » دست خود را پيش اين و آن دراز كند ، و قرض بخواهد . بلكه فعلا هشتصد و هشت هزار ليرهء طلاى انگليسى كه بتقويم روز در حدود دو ميليون و پانصد هزار تومان مىشود ، وجه موجود در نزد شركت نفت جنوب دارد كه اين شركت ، خواهى نخواهى با هر جان كندنى هست ، بالاخره بايد اين پول را بدولت ايران بپردازد . امتياز نفت دارسى يكى از چندين فقره اسنادى كه در سلطنت مظفر الدين شاه بدون اينكه توجهى به نتايج آن كرده باشند ، امضاء شده بود فرمان اعطاى امتياز نفت جنوب ايران به دادرسى انگليسى بود . مدت اين امتياز شصت سال ، و حق دولت ايران را صدى شانزده از عايدى خالص محصولات نفتى قرار گذاشته بودند . ولى در آن موقع ، نه دولت ايران ميدانست چه داده ، و نه انگليسها برعكس امروز كه مثل هدهد و آب « 1 » نفت را در طبقهء هفتم زمين ميبينند ، ميدانستند چه گرفتهاند . بشر از روزهاى بسيار قديم نفت را ميشناخته ، و از چشمههائيكه در سطح زمين از اين مايع مييافته ، در اوايل براى آتشزنه و در اين اواخر كه بكند و كوب پرداخته و چاههائى در محلهاى چشمههاى نفت ايجاد ، و محصول آن را زياد كرده بود ، براى روشنائى
--> ( 1 ) - معروف است كه هدهد آب را در اعماق زمين مىبيند و جملهء « مثل هدهد آب را در طبقهء هفتم زمين مىبيند . » دربارهء اشخاص پيشبين و محتاط به كار ميرود . دهاتيهاى اراك هدهد را بودبودك ميگويند .